واژهٴ رزمه است بهمعني يك بستهٴ جنس يا كالا،1 كه تقريباً در همهٴ زبانهاي غربي بهمعني بستهٴ كاغذ بهكار گرفته شده: raxma de papiro در يك فرمان از پدروي سوم آراگون در سال 1280؛ resma در زبانهاي اسپانيايي و پرتغالي، risma در لاتيني، rame در فرانسه، raima در كاتالان، ries در آلماني، ream در انگليسي (480 برگ يا 472، 500، 516 برگ).
يك رسالهٴ عربي قديمي دربارهٴ كاغذسازي وجود دارد بهنام عمدةالكُتّاب و
عُدّةذويالالباب2 منسوب به امير معزبن باديس از امراي بني زيري (1015 ـ 1061م/ 406 ـ 453 ه ق) درتونس.
فصل يازدهم اين كتاب راجع به كاغذ، توسط پژوهشگر پيشرو كاغذ عرب، ژوزف كاراباچك تصحيح و ترجمه شده و مفصّلاً مورد بحث قرار گرفته است.
عمدةالكتاب چگونگي تهيهٴ خمير، درست كردن ورقه، شستن و سفيد كردن آن، رنگ كردن، جلادادن، آهارزدن و ظاهر كهنه به آن دادن (صفة تعتيق الكاغذ) را شرح ميدهد. هيچ كتابي را در هيچ زباني نميشناسم كه قابل قياس با آن باشد. دليلي براي ترديد در تاريخ آن وجود ندارد، گرچه نسخهاي كه به دست ما رسيده تاريخ سال 1204م/601 ه ق را دارد و ممكن است مطالبي در سدهٴ دوازدهم به آن داخل كرده باشند.
برگرديم به اسپانيا. احتمال دارد پيش از فتح شاطبه (1238 ـ 1239م/636 ـ 637ه ق) كاغذ در نقاط ديگر قلمرو مسيحيت ساخته ميشده است؛ بيشك در جاهاي زيادي كاغذ بهكار ميرفت و آن را pergamino de pano (يا de trapo) ميناميدند، تا از كاغذ پوستي واقعي كه pergamino de cuero ناميده ميشد تميز داده شود.3 شاطبه در زمان شاهان آراگون مهمترين مركز كاغذسازي شبه جزيره باقي ماند. اين صنعت از اسپانيا به ايتاليا رفت و فابريانو (در ايالت آنكونا) مركز عمدهٴ كاغذسازي اين كشور شد (حدود 1268 ـ 1278). بهزودي كاغذ فابريانو شهرت يافت. از آنجا كه كيفيت كاغذ ممكن است برحسب روش ساخت، تفاوت زيادي داشته باشد، براي سازندگان اهميت زيادي داشت كه ساختههايشان را بهوسيلهٴ تهنقش water mark مشخص كنند. ما متن جالبي در اين زمينه در دست داريم، كه كاغذ فابريانو را ميستايد و به علامتهاي ويژهٴ آن اشاره ميكند و آن رسالهاي است از حقوقدان بزرگ بارتولوس (چهاردهم ـ